روزهای بارونی گذشت اما اینقدر بارونی بودم که نفهممش
امروزم بارون اومد...تا برم و حسابی دق دلیم دربیاد ...
نمیدونی...اصلا هیچکی نمیدونه لبخند بچه ها چقدر برام شیرینه
حتی اگه لحظه ای باشه
کاش یه روز بارونی کلبه تنهاییم :قدمگاه باشم.
..البته خعلی دلم میخوادبانعیمه اونجاباشم....
خوبه حالش...بچه های خودمم آرومن....
واین تنهادلخوشیمه...
تکیه گاه...ما را در سایت تکیه گاه دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 74